مسجد حاجرجبعلی؛ آخرین بازمانده سنگلج در آستانه فراموشی
مسجد حاجرجبعلی در قلب محله تاریخی سنگلج، بنایی با بیش از یک قرن پیشینه و مجموعهای از کاشیکاریها و کتیبههای ارزشمند، امروز در میان شکاف دیوارها، فرسودگی و سالها بلاتکلیفی برای مرمت روزگار میگذراند؛ بنایی که به گفته فعالان میراث فرهنگی و اجتماعی محله، زمانی هسته یک مجموعه فرهنگی و اجتماعی بزرگ بوده و اکنون اگر روند مرمت آن به تأخیر بیفتد، بخشی از هویت تاریخی سنگلج برای همیشه از میان خواهد رفت.
به گزارش تهران24: صدای ریزش لایه به لایه تاریخ در کوچههای تنگ سنگلج شنیده میشود اما این صدا از میان دیوارها نیست از میان دلهای خالیشده اهالی محل است. مسجد حاج رجبعلی که روزگاری پناهگاه روح و کلام بود، امروز در میان آوار بیتوجهی و وعدههای پوچ، نفسهای آخرش را میکشد.
هر روز که از جلوی در مسجد رد میشم، دلم کُنده…؛ این جمله لرزان حاجمحمد یکی از پیرمردهای ۷۰ ساله سنگلج است که تمام عمرش را در سایه این مسجد گذرانده. او با چشمانی خیس به شکافهای عمیق دیوارها اشاره میکند و میگوید: این مسجد، مثل پدر و مادر میماند حالا که پیر و فرتوت شده، کسی نیست دستش رو بگیرد. ما فقط تماشا میکنیم که چطور دارد نابود میشود انگار داریم مرگ خودمان را میبینیم.
وقتی به بخش چاه قرآن میرسید، سکوت سنگینتر هم میشود. این حفره تاریک و رها شده، دیگر آن جایگاه باشکوه برای احترام به کلام الهی نیست بلکه زخم باز این مسجد است. ویدئوهای منتشر شده از این بخش، نشان میدهد که چگونه قداست این مکان در میان گرد و غبار بیتوجهی، گم شده است. پیرزنی که از همسایگی مسجد است با صدایی که از بغض میلرزد، میگوید: آنجا جایی بود که با احترام به قرآن در دل زمین میسپردیمش حالا شده یک گودال متروکه که حتی پرنده هم انجا نمینشیند.
مسجد حاج رجبعلی مکررا در لیست وعدههای مسئولان بوده است اما این وعدهها، درست مثل باران زمستانی سنگلج بر زمین میخورند و بدون اینکه اثری از خود باقی بگذارند، خشک میشوند. هر بار که خبری از مرمت شنیده میشود، امید کوچکی در دل مردم میروید اما واقعیت موجود نشان میدهد که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
آنچه در مسجد حاج رجبعلی در حال رخ دادن است فراتر از یک فرسایش طبیعی یک بحران تاریخی است وقتی یک بنای ۲۰۰ ساله، بدون هیچ برنامه حمایتی به این وضعیت بحرانی میرسد یعنی آیندگان دیگر آثاری به عنوان میراث فرهنگی نخواهند داشت و شاید این کلمه برای آیندگان ناملموس باشد. این بیتوجهی یعنی ارزش تاریخ برای تصمیمگیرندگان، کمتر از هزینه مرمت است. این یعنی ما داریم با چشمهای باز، میراث خودمان را قربانی بیخیالی میکنیم.
آیا صدای آخرین ناله شنیده خواهد شد؟
مسجد حاج رجبعلی اکنون میان ۲ شکاف ایستاده است؛ شکاف دیوارهای فروریخته و شکاف بیاعتمادی مردم. اگر امروز، پیش از آنکه صدای فروپاشی نهایی بلند شود، اقدامی صورت نگیرد ما فقط شاهد یک گزارش تسلیت برای تاریخ تهران خواهیم بود. صدای پیرمردهای سنگلج، فریادی است که از میان آوارها بلند میشود؛ فریادی که میپرسد: «آیا میراث ما، ارزش دیدن هم ندارد؟»
«حمیدرضا نارنجینژاد» عضو انجمن سنگلج و فعال اجتماعی و گردشگری بافت تاریخی در بررسی دقیق بقایای بنا از یک فاجعه هنری و تاریخی سخن میگوید. وی به قطعات کاشی باقیمانده از این اثر تاریخی به عنوان یکی از شگفتیهای این مسجد که حالا صدها و دویست نسخه از آن در معرض نابودی است و امضاهای ظریف کاشیکاران بر روی آن اشاره میکند؛ امضاهایی که با دقت تمام در برابر چشم ناظران به فرسایش و تخریب سپرده شدهاند.
نارنجینژاد با اشاره به قطعاتی که به سختی قابل تشخیصاند، میگوید: این آثار به دلیل ظرافت بسیار به راحتی از دید مردم عادی پنهان میماند و این دقیقاً همان چیزی است که باعث رهایی تخریبگران از نگاه عمومی میشود. اندازه یک کف دست، امضای هنرمند بر روی کاشی حک شده است اما از بس که در این دوران، کسی اهل درک این دردها نیست این شکوه هنری، محو و ناپدید میشود.
وی با خواندن برخی از کتیبههای باقیمانده، هویت واقعی این بنا را برملا میکند و به کتیبهای که بر روی کاشیها نقش بسته اشاره میکند و میگوید: اینجا نوشته شده؛ اول عباد، علیاصغر، خلف مرحوم شیخ علیخان عزیزی یا این کتیبه مربوط به شیخ شیرازی که در تاریخ ۱۲۶۲ قمری این اثر ماندگار را به ثبت رسانده است. هر جا که نام تاریخ یا تاریخ ثبت این اثر مانند سال ۱۲۶۲ قمری نوشته شده اکنون با بیتوجهی و تخریب در حال محو شدن است. اینها دیگر فقط کاشی نیستند اینها شناسنامه یک هویتاند که اکنون در حال از دست رفتن است.
تحولی در راه است؟
در حالی که سالهاست تلاشهای نهادهای مختلف از جمله میراث فرهنگی، شهرداری و اوقاف برای تأمین بانی و خیر با بنبست مواجه شده است حالا خبرهای تازهای از تخصیص بودجه به گوش میرسد. نارنجینژاد با اشاره به این تحول ناگهانی می گوید: ما بارها با میراث، شهرداری و اوقاف گفتگو کردیم و برای پیدا کردن بانی و خیر تلاش کردیم اما هنوز ثمرهای نبینیم. با این حال اخیراً اعلام شده که میراث فرهنگی بودجهای را برای این مکان در نظر گرفته است. این مسجد اگر به درستی بازسازی شود میتواند به چشم و چراغ محله سنگلج تبدیل شود. ما با این بنا نه تنها یک مکان مذهبی بلکه یکی از مهمترین مقصدهای گردشگری ایران را در اختیار داریم. اگر این مسیر هموار شود هر هفته تورهای گردشگری ما به اینجا ختم میشود.
وی با اشاره به اصالت کاشیکاریهای موجود در مسجد، خاطر نشان کرد: کاشیکاریهای بهکاررفته در این بنا با آنچه در مسجد جامع، مسجد شاه یا بناهای باشکوه اصفهان میبینید همتراز است. حتی برخی از این آثار از نظر ظرافت با کاشیکاریهای کاخ گلستان برابری میکند. اگر بخواهید حقیقت این هنر را درک کنید باید دقیقاً در برابر صافه مسجد بایستید و به جزئیات کاشیها خیره شوید؛ آنجاست که میفهمید با چه میراث عظیمی روبرو هستیم که اکنون در آستانه میان بازگشت به شکوه یا نابودی همیشگی ایستاده است. این مسجد در زمان خودش نقش یک مسجد جامع را ایفا میکرد؛ مجموعهای که از درگه (درخونگاه) آغاز میشد و با داشتن مدرسه، حمام، آبانبار و تکیه، تمام نیازهای معیشتی و معنوی محله را پوشش میداد. این مجموعه یک پیوستگی فرهنگی بود که از درخونگاه تا تکیه پایینتر را در بر میگرفت.
قبله و شاهکار معماری ایرانی
یکی از شگفتیهای مهندسی این بنا که نارنجینژاد بر آن تأکید ویژهای دارد، نحوه برخورد معماران آن با مسئله «قبله» است. وی با اشاره به ویژگی منحصربهفرد محراب مسجد، میگوید: این مسجد، ۱۷ سال طول کشیده تا با این دقت ساخته شود. نکته حیرتانگیز اینجاست که معماران با مهندسی بسیار دقیق، توانستهاند قبله را به گونهای در بنا مستقر کنند که کاملاً صاف و متناسب با جهت قبله باشد آن هم در حالی که با محدودیتهای جغرافیایی زمین روبرو بودهاند. این دقت مهندسی، نشاندهنده آن است که ما با یک شاهکار معماری روبرو هستیم نه فقط یک بنای قدیمی. فشاری که بر پیکره این مسجد وارد شده چنان سنگین است که بنا از یک سو شکاف خورده و از سوی دیگر در حال فروپاشی است. اگر روند دیرکرد در مرمت تغییر نکند ما شاهد از دست رفتن یکی از پیچیدهترین نمونههای معماری تهران خواهیم بود.
کاش تهران و میراثش را دریابیم تا آیندگان بدانند صاحب چه میراث، فرهنگ و هنری بودهایم آن هم در کلان شهری چون تهران.
آدرس:تهران،سنگلج،خ. پانزده خرداد،خ. اکبرنژاد،خ. ساداتیه
دیدگاهتان را بنویسید